2 روز ...
یکشنبه 26 آبان ماه سال 1387 ساعت 10:51سلام مهربونا 
حالتون چطوره ؟
* اینجانب طنین بانو پنج شنبه که رفته بودم خونه مامانم اینا! خودم را وزن نمودم و ۳ کیلو لاغر شده ام .
یوهووووووووووووووووووووووووووو .(یعنی الان ۵۵ کیلوام )
* بچه ها کمکم کنین.من یه بلوز قرمز تریکو خریدم.از همونایی که بلنده و خیلیم جینگولیه.یه جفت گوشواره قرمزم دارم که باهاش ست می شه .این بلوزو می تونم با یه شلوار مشکی بپوشم. بعدشم یه دامن شیری رنگه جینگولی خریدم که ازروی زانو کج می شه .یعنی یه سمتش کوتاهتر از سمت دیگشه و سرشم ریش ریشه.ولی بلوزی ندارم که باهاش بپوشم.و احتمالا امروز می خوام برم یه چیزی واسش بخرم.حالا به نظر شما من کدومو واسه تفلد عقشم بپوشم؟
* ماشین ما هووی بنده شده است.چونکه عسلی همش می خواد اونو درست کنه و اینا!
* دیروز بالاخره عسلی رضایت داد که بره آرایشگاه و برای اولین بااااااار در دوران زندگانیش رفت آرایشگاه! نترسین دوستان من شوهر من یک آدم جنگلی نمی باشد!
ولی مادرش آرایشگر می باشد و در نتیجه همیشه مادرش موهایش را کوتاه می نمود.و یک بار هم همسر بی هنرش این امر خطیر را به عهده گرفت که رسما ر...د به موهای همسر مهربانش! و بهمین دلیل دیروز عسلی ترجیح داد که موهایش را بدهد تا آرایشگر بهتر بر....ند!
![]()
* دیروز بنده یک دخمل لوس و ننر بودم و همش وانمود به بیمار بودن می نمودم
و همسر عزیز و دلبندم برایم شام سوسیس و تخم مرغ درست نمود و اتاق خواب را که تبدیل به آشغال دانی گردیده بود تمیز و مانند دسته گل نمود! و اینجانب از همین تریبون اعلام می نمایم که عسلیییییییییییییی عاشقتمممممممممم.
* دیروز همسر فداکارم به بنده پیشنهاد نمود که گوشی را مدتی استفاده نمایم ولی بنده قبول ننمودم.
* برای تفلد همسر مهربانمان قرار است که ماکارونی و الویه درست نماییم.که مادر جانمان ماکارونی و ژله و ماست موسیر را تهیه می نماید.کسی می داند پس ما چه غلطی می کنیم؟!
* دو روز مانده تا ... !!!
* خدا جونم.خدا جونممممممممممممممم دوست دارمااااااااااااااا.خیلی مهربونییییییییییی.تو بهترین خدای دنیایی!
* ازین سبک نوشتنم خوشتون میاد؟






