بعد از ظهر نوشت
سه شنبه 16 مهر ماه سال 1387 ساعت 15:50السلام علیک یا بروبچز! 
![]()
دیروز صبح ساعت ۸ ! به اون دوستم اس ام اس دادم و گفتم بعد از ظهر یه سر میام پیشت.(البته قبلش با عسلی هماهنگ کردما
)
حالا از شانس دیروزم کارم زیاد بود و تا ۴.۵ شرکت بودم.
خلاصه رفتم و سر راهمم یه بسته شکلات خریدم یه دفعه دیدم زیرش قیمت داره هی سعی کردم قیمتشو نابود کنم ولی همچین محکم چسبیده بود! خلاصه به هزار و یک بد بختی قیمتشو کندم.ولی زیر جعبه شکلات یه تیکه کاغذ نیمه کنده باقی موند! ![]()
دوستم اصلا تغییر نکرده فقط موهاش که همیشه پسرونه بود بلند شدهههه انقده موهاش نانازهههه لخته لخت تا روی کمرشه خیلی خوشکوله! ![]()
دو تا قاب عکس روی اپن آشپزخونشون بود.یه دونش عکس تکی یه خانومی بود اون یکیم اون خانومه با شوهرش.یه دفعه گفتم این کیه؟
گفت منم دیگههههه .دیدم اااااااااااااااااااااااااا خودشههههههههههههههههههههه.انقده ناز بووووووووووووودددددددددددد.
عین خواننده های عربی .جانننننننننن .واسه یه عروسی رفته بوده آرایشگاه موهاشم اونموقع مش بوده موهای مش شده بلندی که فر درشت شده بود.با یه آرایش خیلیییییییییی ملایم ولی واقعا قشنگ.
خیلی عوض شده بود تو اون عکسا.کل ۲ ساعتی که اونجا بودم هی عکسارو نگاه می کردم و کف می کردم!
کلی عکس دیدم.عکسای عروسیش و نامزدیش و فیلم عروسیش.من عاشق اینجور چیزام.
وسطای فیلم عروسی بود که دیگه بلند شدم و مثل بچه خوب و همسر دوست رفتم خونه
.رسیدم خونه و دیدم عسلی جان پای فیلمه.منم هی غر زدم و غر زدم تا فیلمه تموم شد!
به عسلی گفتم چرا از من پذیرایی نمی کنی؟ ( لیوان نسکافه اش رو میز بود) اونم گفت تو رفتی خونه دوستت پذیرایی شدی.راست می گفت خب!
گفتم امشب شام با تواِهاااااااا.
قرار شد شام مرغ بپزیم.
در راستای شروع شدن ترم جدید قرار بود درس بخونیم ولی بازم تنبلی کردیم و وسوسه دیدن کارتون wall e نزاشت درس بخونیم.
وقعا کارتون قشنگی بوووود.فوق العاده بود.انقدر قشنگ احساسات این روباتو به نمایش گذاشته بودن که نگو.واقعا حال کردیم. ![]()
بعدشم عسلی جونم مرغ درست کرد و منم برنج. با سالاد خیارررررررررررر.![]()
مامانینا بالاخره اومدن تهران .ولی دیشب رفتن خونه مامان جاری اینا ما گفتیم درس داریم نمیایم!
پ ن1 : دیروز تکلیف داشتم ولی ننوشتم! 
پ ن 2:دیروز با الهه جونم حرف زدممممممم. ![]()
پ ن 3 : به خاطر یه سری مسائل و دو به هم زنی های دوست عزیزم اصلا به کلی پشیمون شدم از اینکه دیروز رفتم دیدمش . 
پ ن 4 : دوستان جیگر این کوکوی مذکور اصلا چیز عجیب غریبی نیست همون کوکوی سیب زمینیه خودمونه! فقط باید مایه اش یه خورده شل باشه که بشه یه تیکه درستش کرد؛بعدم یه لایه می ریزیم بعد گوشتو می ریزیم و بعد دوباره مایه کوکو.اوکی؟![]()




