Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

لباس خریدمممممممممم

روزمره نظرات (30)

خوشحالممممممممممم خوشحالم آخه تو .. نه ببشخید آخه لباس خریدمممممممممم.

هوراااااااااااااااااااااا

اِ ببخشید سلااااااااااااااام

دیروز ساعت ۴ از شرکت زدم بیرون .به بهار اس ام اس دادم که همو ببینیم ولی جیگرم ناز کرد و گفت کار دارم (شوخی می کنم بچم کار داشت خب)

بعدش خودم تهنایی یه خورده مغازه های روزولت رو نگاه کردم می شه گفت خوب بود به قول بهار بعضی مغازه هاش خیلی جواد بود ولی بعضیاشم نه خوب بود.یه لباس پشت ویترین دیدم که خوشم اومد ساده و جوجو بود ولی توی مغازه نرفتم . خلوصه تا ساعت ۴:۳۵ گشتم بعدش به عسلم زنگ زدم گفتم من می رم توی ایستگاه مترو می شینم تو رسیدی اینجا بگو من بیام بالا.عسلی می گه قیمتا چه جوریه؟ می گم خوبه ۴۰ - ۵۰ تومنه!!!!! ( خب نمی شد که از اول بگم لباسی که خوشم اومده ۷۰ تومنه!!!!!)

رفتم توی ایستگاه و در حالیکه باطری موبایلم رو به مرگ بود! با خونسری کامل هندز فری رو گذاشتم توی گوشم و آهنگ گوش کردم.... ساعت ۵:۲۰ دقیقه بود که باطریش تموم شد و من خوشحال شدم!( آخه بگو بچه مگه مجبوری وقتی گوشیت شارژ نداره آهنگ گوش می دی؟ اونوقت منم می گم آره مجبورم چون حوصلم سر می رفت. تازشم اصلا دوست ندارم صدای مترو هی بپیچه توی مغزم!!!)

سریع رفتم بالا و با تلفن کارتی زنگیدم به عسلی گفت بیا بالا دیگه من دم مسجدم ( همون موقع اس ام اس داده بود)

رفتم بالا و با عسلی رفتیم مغازه ها رو دید زدن.برقم رفته بود.یه خورده چرخ زدیم بعدش رفتیم توی پاساژ تا ما وارد شدیم برقا اومد.همه گفتن پا قدمتون خوب بود.... یه پسره مغازه عطر فروشی داشت گفت آقا بیاین خرید کنین بهتون تخفیف ویژه می دم! ولی ما که عطر نمی خواستیم.

 به عسل گفتم من یه لباس دیدم ازش خوشم اومده گفت تو نگو کدومه بزار ببینم می فهمم کدومه یا نه؟

رسیدیم دم اون مغازه ولی عسلم نفهمید و من با ذوق فراوان گفتم اینهههههههه.ولی عزیز دلم عکس العمل خاصی انجام نداد!( مغازه ویترین قشنگی نداشت و لباسو همینجوری پهن کرده بود توی ویترین!)

رفتیم تو و من لباسو پوشیدم خیلی دوسش داشتمممممم توشم راحت بودم ( یه پیرهن مشکی بالاش دو تا بند می خوره زیر بندا به حالت دو تا هشت یعنی لبه های لباس با چیزای جینگولی کار شده پارچه لَختی داره حالت حریر کش.بعدشم تا زیر زانومه پارچش چروکه امیدوارم تونسته باشم خوب توضیح بدم) عسلی هم اومد تو نگاه کرد گفت قشنگه...

...دیروز که رفته بودیم شانزلیزه من از یه پیرهنی خوشم اومد یعنی بهتر بگم توی لباسای بی ریخت و مسخره اونجا این نسبتا بهتر بود! ولی چون قیمتش ۶۰ تومن بود نخریدیم ( خدا رو شکر) ما رو باش فکر می کردیم می تونیم با پول کمتری لباس پیدا کنیم.وقتی دیدیم این لباسه هم همون قیمته عسلی گفت طنین می خوای یه بار دیگه بریم اون یکیو ببینیم؟ گفتم بریمم.( حالا من اصلا خوب یادم نمونده بود اون چه شکلیه فقط یادم بود که ازش خوشم اومده بود)

به فروشندهه گفتیم ما می ریم جای دیگه اگه خواستیم دوباره بر می گردیم.

رفتیم شانزلیزه ( حالا توی این گرما منم هی غر می زدم که تشنمه تشنمه) اون لباسه رو دیدیم ( تازه منکه اصلا یادم نمونده بود کدوم لباس بود عسلی پیداش کرد) پرو کردم قشنگ بود ولی من دلم شدیدا پیش اون یکی لباسه گیر کرده بود ( من توی خرید وقتی از یه چیزی خوشم بیاد دیگه بقیه چیزارو نمی بینم حتما باید همونو بخرم)

گفتم نه اونو بیشتر دوست دارم و بدین ترتیب دوباره برگشتیم روز ولت به عبارت دیگر جانمان در آمد! از شانزلیزه تا ولی عصر پیاده اومدیم نمی دونم چرا اینکارو کردیم!!!!!!!

رفتیم دم در اون مغازه از شانس گند ما بسته بود.مثل این بدبختا نشستیم لب جدول ۵ دقیقه بعدش فروشندهه اومد. دوباره رفتم لباسو پرو کردم و ایندفعه عسلی بیشتر خوشش اومد و تاکید کرد که خیلی قشنگه. خلاصه با کلی چک و چونه لباسو ۵۵۰۰۰ تومن خریدیم و اومدیم بیرون.

از عسلیم کلی تشکر کردم بابت اینهمه صبر و حوصله ای که به خرج می ده الهی من فداش بشم.چون اصولا آقایون ( منظورم بابای خودمه!) حوصله خرید کردن رو ندارن ولی عسل من توی این گرما کلی حوصله کرد و هر جا من رفتم باهام اومد.Heart Smile

عسلیم گیر داده بود بریم شکوفه ( منظورش نشاط بود!!!!!!!) کباب ترکی بخوریم منم با کمال جدیت گفتم نههههه می ریم خونه کافه گلاسه درست می کنیم!!!!! بعدشم سوسیس می خریم می بریم خونه می خوریم.

ساعت ۹:۱۵ رسیدیم خونه وقتی می خواستم از اتوبوس پیاده شم پاهام داشت می ترکید از درد.

کافه گلاسه درست نکردیم ولی سوسیس سرخ کردیم با سیب زمینی یه کوچولو خوردیم بقیه اشم گذاشتیم واسه امروز.

بهار جونم الهی قربونت برم منننننن اس ام اس داد که ببینه لباس خریدم یا نه؟ جیگر منی بهارمFlower

بعدشم لباسو دوباره پرو کردم با سرویس جینگولی پینگولیم! کلی خوشحالی کردم و رقصیدم عسلی هم همش نگران بود که لباس بو نگیره هی می گفت درش بیار !

فقط یه دفعه دیدم کنارش یه کوچولو زدگی داره امروز آوردم ببرم عوضش کنم یا بدم ترمیمش کنن.

بعدش ۳در ۴ دیدیم و اون یکی سریاله کانال ۲ اسمش چی بود؟ مهر مادری؟

همین!

 پ ن : لوفا تقاضای عسک نفرمایید حتی شما دوست عزیز! (آخه من دوربین ندارم)

Dream Theme - Translated By Theme Studio - Powered By BlogSky